محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
283
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىسازند . ( لهم بكل طريق صريع ) انسانهاى سادهلوح را فريب مىدهند و آنها را در دام هلاكت مىاندازند . ( و إلى كل قلب شفيع ) دلهاى ديگران را از راه تملق و فروتنى دروغين به خود متمايل مىكنند . ( و لكل شجو دموع ) براى دستيابى به سود شخصى در برابر مصيبتزدگان ، اشك تمساح مىريزند . ( يتقارضون الثناء و يتراقبون الجزاء ) به يكديگر نان قرض مىدهند و همنوعان خود را به دروغ مىستايند . ( إن سألوا ألحفوا ) هنگام درخواست حاجتى ، اصرار و پافشارى مىكنند . ( و إن عذلوا كشفوا ) اگر خشمگين شوند ، حق و باطل را به هم مىآميزند و راست و دروغ مىگويند . ( و إن حكموا أسرفوا ) تا مىتوانند به ستم و فساد و گمراهى دست مىزنند . ( قد أعدوا لكل حق باطلا و لكل قائم مائلا و لكل حي قاتلا و لكل باب مفتاحا و لكل ليل مصباحا ) در نمايش بزرگ نفاق ، هر نقشى را بازى مىكنند و بهترين بازيگر در فريبكارى هستند . تهمتها و شبهههاى فراوان درباره پاكان و نيكان مىپراكنند و فتنه به پا مىكنند و هر كار خير و نيكى را به تباهى مىكشند . ( يتوصلون إلى الطمع باليأس ليقيموا به أسواقهم و ينفقوا به أعلاقهم ) با اظهار زهد در دنيا و رغبت به آخرت از روى دروغ و ريا ، راهى براى دستيابى بيشتر به دنيا جستجو مىكنند . ( يقولون فيشبهون ) گفتههايشان سبب شك و ترديد درباره حقايق و اهداف نيك مىشود . ( و يصفون فيموهون ) حق و باطل را آگاهانه به هم مىآميزند . ( قد هونوا الطريق ) دور را نزديك و نزديك را دور مىسازند . ( و أضلعوا المضيق ) چون كسى را گرفتار مشكلى ببينند نه تنها او را يارى نمىكنند ، بلكه بر مشكلات او بيشتر مىافزايند . ( فهم لمة الشيطان ) آنان حزب و سپاه شيطان هستند ( و حمة النيران ) و هيزم جهنم كه سرانجام به آن درخواهند افتاد .